کلی کتاب معماری عخش ریختم دوروبرم از همونایی که پراز عکسای خوشمله 

 مجموعه 3جلدی دوست داشتنی معماران آینده امو ورق میزنمو یادم میاد که تو چقدر دنبال اینا بودی حتی به شماره ایی که روی جلد بود زنک زدی و سفارش دادی 

 هیچ موقع ازت نپرسیدم که بالاخره سفارشت رسید یا نه آخه از این کارت لجم گرفته بود منو تو نداشتیم که داشتیم؟! :(

دارم به این فکر میکنم که الان این 3جلد که هیچی تموم اونای دیگه ام مال تو همونطور که تموم کتابای معماری خوشمل  توام مال منه :)

چی میتونه ازاین لذت بخش تر باشه پسر :))

غرق شدن تو کتابایی که عخش منو تو

حتی فکر کردن به داشتن یه کتابخونه ی مشترک پرازکتابای معماری خوشملانسی باعث میشه که ازفکر کردن  به هر کیس دیگه ایی غیر از هم پشیمون شیم مگه نه ؟ :)

+ همیشه بهت میگفتم کتابای طایفه رو نخرآخه من هر3 جلدشو داشتم اما از اونجایی که مرغ شما همیشه یه پا داره بالاخره خریدیشون حالا تو بگو 6 تا کتاب یه جور طایفه رو کجای دلم جا بدم آخه :)