تبليغاتX
شب سراب


شب سراب

من از این دنیا چی می خوام؟!

امروز روزی که این نی نی کوچمولوی من یک ساله میشه تفلدت مبارک عسیسم

این وبلاگ و شب سرابش ی دنیا خاطرس واسه من.خاطرات تلخ و شیرین و البته روزهای سختی که داشتم

 و تنها صفحه ای که سنگ صبورم بود و تو اوج بی صدایی فریاد قلب عاشقم

لحظه به لحظه هام تو دلش ثبت شد تا امروز مثل ی صندوقچه ی خاطرات با ورق زدن هر صفحه اش تموم اون روزها مثل ی فیلم از جلوی چشمام رد شه.

هرچند که هیچ وقت به ارشیوم سر نمیزنم اخه معمولا خاطرات خوبی توشون نیست وبا دوباره خوندنشون بی اختیار اشک و به چشمام میاره.

ترمی که من این وبلاگ و ساختم اولین ترمی بود که دانشجوی کارشناسی شده بودم و

با اینکه این وبلاگ شده بود شب و روز من  اما فقط تو اون ترم نمره هام واقعا عالی بود حتی خیلی بیشتر از توقع خودم اخه فقط به اندازه ایی می خوندم که واحدمو پاس کنم و اصلا وضع روحی مناسبی ام نداشتم اما نمره هام نجومی بالا بود 19/5 -18-17/5

اینکه میگن ادم تو سختیا بیشتر به موفقیت نزدیک واقعا راسته در مورد من که بوده

نمونه اش همین امسال تو ی مورد دیگه ای به شکل فوق العاده ای باز واسم پیش اومد ...

خوب اینم از سنگ صبور مهربون من که همین دوست خوب و مهربون عشقمو بهم برگردوند که همین جا جا داره ازت تشکر کنم شب-سرابم.

همین طوردوستای خوب و عزیزی که تو این مدت پیدا کردم که با راهنماییاشون با محبتاشون

 تو بدترین شرایطا تنهام نذاشتن و نذاشتن حس کنم تنهام همین جا از همتون تشکر میکنم بچه ها و خیلی خوشحالم که شما دوستای گل رو در کنارم دارم .

پ.ن:یک سال پیش 18 خرداد شنبه بود همون روزی که سر کلاس صارمی تو رفتی وتنهام گذاشتی نمی خوام نقش قبر خاطرات کنم اما اون روز به قدری شکستم و عین دیوونه ها طول و عرض اتاق و بالا و پایین کردم اما ....خلاصه اون روز اون شرایط اون شدت ناراحتی عجیب غریب دلیلی واسه نوشتن این وبلاگ شد یعنی ی جورایی پناه بردن به دنیایی که غیر از این دنیای...بود.

 

نوشته شده در دوشنبه 18 خرداد1388ساعت 12:14 بعد از ظهر توسط دختر خاطره ها| |


Design By : Night Skin