من از این دنیا چی می خوام؟!
چه غریبانه به شانه هایت تکیه کردم نمی دانستم روزی تو هم پشتم را خالی میکنی همیشه اینگونه بوده است: کسی را که خیلی دوست داری، زود از دست می دهی پیش از آنکه خوب نگاهش کنی. پیش ازآنکه تمام حرفهایت را به او بگویی ، پیش از آنکه همه لبخندهایت را به او نشان بدهی مثل پروانه ای زیبا، بال میگیرد و دور می شود ، فکر می کردی میتوانی تا آخرین روزی که زمین به دورخود می چرخد و خورشید از پشت کوهها سرک می کشد ، در کنارش باشی همیشه این گونه بوده است: وقتی از هر روزی بیشتر به او نیاز داری ، وقتی هنوز پیراهن خوشبختی را کا ملا" بر تن نکرده ای، وقتی هنوز ترانه های عاشقی را تا آخر با او نخوانده ای ناباورانه او را در کنارت نمی بینی ، فکر می کردی دست در دست او خنده کنان به آن سوی نرده های آسمان خواهی رفت تا صورتت را پر از بوسه و نور کند . همیشه این گونه بوده است: او که میرود ، او که برای همیشه می رود آنقدر تنها می شوی که نام روزها را فراموش میکنی ، از عقربه های ساعت میگریزی و هیچ فرشته ای به خوابت نمی آید. همیشه این گونه بوده است: کسی که از دیدنش سیر نشده ای زود از دنیای تو میرود ، وقتی به خودت می آیی که حتی ردی از او در خیابان نیست فکر می کردی میتوانی با او به همه باغها سر بزنی ، هنوز روزهای زیادی باید با او به تماشای موجها می رفتی ، هنوز ساعتهای صمیمانه ای باید با او اشک می ریختی. راستي اگرهنوز او نرفته ، اگر هنوز باد همه شمعهايت را خاموش نكرده ، هنوز مي تواني برايش يك گل بفرستي و....... ایستاده ام با قامتی غرورین در انتظار آمدن و رفتن تو مانده ام حیران در چگونه گذراندن فصل غربت تو تو میروی من به ظاهر مانده ام گرچه دلم با تو راهی می شود گرچه روحم به پرواز درمی اید........... اما من همچنان مانده ام دربهت رفتن تو. حالم از خودم بهم میخوره.حالم از عشق بهم میخوره حالم از هرچی جمله و شعر عاشقانه اس بهم میخوره.حالم از این دنیا و ادما بهم میخوره.حالم از حس ترحم بهم میخوره.حالم از این من بهم میخوره که اینقدر حقیره.................همین امشب این من باید بمیره.بمیره تا ابد که هم اون از زیر بار سنگین این عشق زورکی خلاص شه هم من تنهایی رو بهونه ی دلتنگیام نکنم.میدونم انگار دوباره به سرم زده اما خسته شدم انقدر قصه ی عاشقانه شنیدم که..........دلم باید از این دنیا دل بکنه . تورو خدا نیاین بگین عشق خوبه دیگه بسه .خیلی به این در و اون در زدم که بفهمی عاشقتم نمی دونم اخر فهمیدی یا نه؟؟؟اما همین که بدونی احساسم صادقانه بود واسم کافیه.دروغه اگه بگم عاشق نیستم من با تو به ی حس تازه رسیدم که خیلی متفاوت بود من خیلی بیشتر از اونکه عاشق وجودت باشم عاشق شخصیتت بودم(هرچند عزیزم به چشمم از هر گلی زیباتری اما هیچ زیبایی ابدی نیست مهم زیبایی وجودی ادم) من این سردی رو دوست داشتم عاشق همینم شدم حالام چون حس کردم باز دارم عاشقت میشم تصمیم گرفتم روحمو بکشم شاید تو تنهایی از من ازاد بشی.از گیر دادنای بیخودیم از کجا بودی؟چرا بودی؟با کی بودی؟تا کی بودی؟............ بچه هاحرفهای من اصلا دلیلی واسه بد بودن کسی نیست برعکس عشق من اونقدر خوب وعزیز که نمیتونم اصلا خودشو عشقشو توصیف کنم .اونقدر مهربون و دوست داشتنی که............. دست ودلم به نوشتن نمیره
ادامه مطلب

اونقدر این کارو نکرده بودم اصلا یادم رفته بود منم ی روزی این کاره بودم
وای خدا حس میکنم ی نبض تازه تو وجودمه نمیدونم چی اما هرچی هست داره مثل همون اولا دلمو قلقلک میده منم عاشق این حسم .خدا کنه هر چی میشه همونی بشه که اولا مهرداد میخواد بعد من یعنی خدا کنه هرچی میشه جفتمون راضی باشیم.هرچی که می خواد بشه بشه اونش مهم نیست.گفتی از عاشقی حرفی نزن باشه اکی اما ی ذره واسه دل خودم شیطنت میکنم تو اصلا چی کار داری من که کاریت ندارم
راستی بد جوری چشامو رو همه بستی
ی چیز مهم اینکه حرفای الانم اصلا دلیل این نیست که من حرفای دیشبم و قول وقراری و که با خودم گذاشتم فراموش کردم نه هرگز عهدی رو که بستم نمیشکنم من اهل عهد شکستن نیستم حتی با خودم .پس تا اخرش هستم مردونه. فقط این صفحه راز نگه دار قلبمه فقط حرفای منه با من.
اگه ۲/۳ جمله ایی هم نوشتم همه بایگانی شدن رفتن تو ثبت موقت.......مثل خودم.خیلی از این روزا خستم دل میخواد از اینجا برم. برم ی جای دور .وقتی میبینمش دلم......... کاش هیچ وقت ندیده بودمش کاش هیچ وقت نمیدیدمش.کاش اصلا من اینجا نبودم.کاش تو ی شهر دور گم میشدم شاید اگه دور بودم واسه پیدا کردنم میومد .اما حالا ......... خیلی گم شدم خیلی![]()
![]()
| Design By : Night Skin |

