من از این دنیا چی می خوام؟!
بازم بارون .این بار سوم بود که بارید3 بار شکستن.می خواستم مرگ قلمم رو جشن بگیرم دیشبی که اومده بودم تدارک تولد تورو تو وبلاگم ببینم دیشب اومده بودم سوروسات جشن تولدتو اماده کنم میترسیدم بازم نباشمو نتونم اونجور که شایستته تورو خوشحالت کنم............ الان میخوام بگم من مردم اگه میتونید فاتحه ی منو بخونید .میخواستم تعطیلش کنم اما نه که دلم نیاد دلم اومد اما حیفیم اومد حرفامو بقیه نبینن بقیه نفهمن عشق دروغه.مام عاشق بودیم اگه الان نیستی باور نمیکنم هیچ وقت نبودی!!!!!.میخوام همه بدونن من از عشق زیادی پس زده شدم .دیشب پر حرف ادبی بود مغزم برای گله ایی که تا ابد تو دلم میمونه اما الان پر از حرف دلم .پر از حرفی که فقط ی دلشکسته میفهمه .برای خوشبختی من فاتحه بفرستید لطفا. معصومه ی روز حسرت چرا زنده بود چون امید داشت.وقتی امیدش به ی سراب تهی تبدیل شد دلیلی واسه زندگی نداشت.همه بهم میگن کاش از عشق زیاد تو به خودش چیزی نمیفهمید .ولی من میگم اگه............ از عشق متنفرم.از دوست دارم های دروغی.ازبی کسی خودم. یعنی هرکی به من گفت دوست دارم دروغ گفت.یا چون من به تو اول گفتم دوست دارم بهم دروغ گفتی که قلبم نشکنه.این بدترین جنایته به دروغ کسی رو عاشق کردن.مهرداد خودتو جای من بذار وجدانتو .بگو مشکلم کجا بود؟؟؟ادمای رنگارنگ دورتو گرفت نگو اینطور نیست که ی تارفه.حس میکنم مردم تموم ارزوهام به باد رفت.راستی یادته گفتی بهم تو ی لحظه انگار تموم ارزوهات به باد رفت به من گفتی میفهمی یعنی چی؟یک سال پیش شایدم دو سال نمیدونم خیلی گذشته از اون روزایی که عشقمون ۲طرفه بود سر همون غضیه شماره تلفن اول اشناییمون که بدجوریم تو دانشگاه گردو خاک کردی و اشکمو دراوردی .من نذاشتم ارزوهات به باد بره هیچ وقت همیشه هوای دلتو داشتم چون دوست داشتم منتی نیست قلبم خواست پس خودم خواستم.اما انگار تو قلبت باهات نیست .همیشه میخوای جام بزاری میدونم تقصیر خودمه اما توام منو نمی خوای .گناهی نداری منم که وصله ی ناجوری شدم تو زندگیت والا ازم نمیخواستی پیشه همه منکر وجود تو شم باشه مهرداد دلم نمیاد اذیتت کنم بذار تو غم خودم بمیرم بذار انقدر ببارم که ی روز خبر بدن کور شد چشمشو رو زشتیای دنیا بست بذار من کم شم بذارمن نابود شم اما تو خوشبخت باش تو با کسی باش که دوسش داری ولی هیچ دلی رو به بازی نگیر .تو هنوزم همون مهرداد دیروز پریروزی هیچی عوض نشده همونی که تو سفر لحظه به لحظه کنارم بود همونی که ی عالمه جای خوب تو رویاهام باهام اومد بدون هیچ توقعه ایی .دیگه هیچ توقعه ایی ندارم جز اینکه خوش باشی... تا گرم اغوشت شدم چه زود فراموشت شدم تقصیر تو نبود خودم باری روی دوشت شدم.موندنو سوختن و ساختن همه یادگار عشقه.من از تو انتقام نمیگیرم برعکس ارزوم اینه که خوشبخت شی .اونقدر خوشبخت که افسوس گذشته هارو نخوری.امیدوارم کسی که تو زندگیت میاد لیاقت تورو داشته باشه.اینه اون سمیرای واقعیی این منم.با ی دنیا امید اومدم که با ی کوله بار حسرت برم.جاده ی حسرت من تمومی نداره.و شبی که از رویای تو ساختم سرابی که هیچ وقت صبح نداره گرچه تموم بامدادای من خمارن.هنوزم دوست دارم.و ازت میخوام یدفعه ترکم نکنی .تازه داشتم جون میگرفتم به مردن سریعم راضی نشو.اگه ی روزی تو ازدواج کنی و واسه همیشه بری منتظرلحظه ی مرگم میمونم تا باز بتونم ببینمت. میدونی تازگیا چقدر از این لوس بازیای عشقی حالم بهم میخوره .مهرداد خیلی کوچیک نشدم؟؟؟؟؟؟؟؟انگار بوی تعفن احساس لجنیم همه جارو گرفته .چه موجود مزخرفی شدم!!!!!من دوست دارم شاید ی روزی که نمیدونم کی ی روزی که شاید تنها شی تنهای تنها اینو بفهمی درک کنی یادت بیاد ما عاشق بودیم هردو چطور خاطرات ۲سالی که با عشق گذشت فراموش کردی ۲سالی که هردو عاشق بودیم بدون اینکه اون یکی بفهمه یعنی انقدر حافظت ضعیفه.من منتظر میمونم شاید یادت بیاد اون همه خاطره .کلاسای کارگاه جزوه گرفتنا .تنها بودنا چه روزایی بود باورم نمیشه ی این خود تویی............ مهم نیست جوونیاتو اگه با من نباشی احساس من وسیع تر از اونی که به ی عشق دم دستی ختم بشه انتظار من ابدی ولی حداقل وقتی بیا که زیرخاک نپوسیده باشم من منتظر اون وز میمونم الانم میدونم این همه رنج این همه غصه موسببش خودمم بهت گفتم گاهی تو دنیای مجازی جایی واسه گفتن ی چیزایی نیست خوبه واسه گفتن بعضی چیزا از نگاه/ چشم/ گوش/ دست /و احساس ادم کمک گرفته بشه که این اخرش نشه.من ازت دلخوری ندارم تو منو ببخش خواهش میکنم تصمیم درستی بگیر نمیفهمم چرا باید دست رد به سینم بزنی.انگار حرفه مادربزرگا راسته که میگن هیچ پسری زن زندگیشو از بین کسایی که دوستش بودن انتخاب نمیکنه کاش میشد ثابت کرد این حرف اشتباس.مشکل ما بچه ها اینه که همش به دنبال اثبات خودمون ورد کردن عقایدبزرگترامونیم غافل از اینکه اونا تجربش کردن اما ما................همیشه دلتنگت بودم چون میدونستم بهت نمیرسم همیشه غر میزدم چون نسبت به احساست شک داشتم اینم بدون اگه اینجوری بود اگه من این همه به قول تو گیر بودم درسته که منم مقصر بودم اما دلیلشو تو رفتارای خودت پیداکن من .اینم بگم تو خوبی واقعا هستی اما من چیزای بدی رو تو زندگیم دیدم .اگه الانم اینارو گفتم دلم سوخت دلم نمیخواد بازم تجربه ی بدی تو زندگیت پیش بیاد و گرفتار ی ادم بی خود مثل من بشی. یادداشت قلم:دوست دارم دلم گرفته ناجور حالم خرابه بد جور تو این دوره زمونه کی که عاشق بمونه؟؟؟؟؟؟؟!!!!! ی دل داری نگه دار به هیچکی اونو نسپار داغون میشه میمیره تو رسم این روزگار زندگیمون فریبه چی دل خوشت میکنه ی عشق پاک و ساده ؟؟؟ نمی دونی مگه تو عشقا همه دروغن دلا همه پوشالی حرفا همه تو خالی اگه میگه عاشقه تکرار چندتا حرفه مثل سلام صبح بخیر گند بزنن به دنیا به این همه ادعا اگه بخوای ساده شی انگار خودت رو باختی بهت میگن چه سادس این خله یا دیوونس تو کار عشق خطر کن ولی بدون عشقی نیست قصه ها همه مردن لیلی ومجنونی نیست دلم گرفته این بار گلایه ها زیاده اگه میخوای نمیری باید تو خواب بمونی چشماتو باز کن ببند چی اینجا هست به جز رنج رنج روزای بی عشق به خلوتی در زدن اینجا دلا غریبن راهی نمونده جز کوچ دلو بزن به دریا وقت سفر رسیده باید شکست ونشکست قصه رسید سرخط.
راضی بودم بمیرم اما این روز رو نبینم.هنوز گل سرخی که تو کارگاه بهم دادی دارم.ی زمانی از داشتن من خوشحال بودی انقدر که دوست داشتی همه بفهمن همه................ اما الان ................نمی خوای هیچکی بفهمه من هستم.گل من منو کشتی ولی بی خیال .فدای سرت.اصلا باورم نمیشه منو دوست نداشته باشی مطمئنم که دوسم داری چشمها که دروغ نمیگن برقی که تو چشات دیدم دیوونه بازیات .همیشه کنارم بودی هیچ وقت تنهام نذاشتی حتی وقتایی که فکرشم نمیکردم اومدی بودی دلگرمم کردی به عشق تو که علاف نبودی بیخودی وقتتو صرف من کنی .بازم میدونم که همیشه این منم که همه چی رو به گند میکشم .همیشه .الان که فکر میکنم میفهمم تو حق داری داشتی همیشه خیلی اذییت کردم .دست خودم نیست چون میدونم ی روزی میری دلم میگره به قول خودت دارم تست خونسرد بودنو نبودنو ازت میگیرم(منظورم از خونسرد چیز دیگه ای ی چیزی تو مایه های فهمیدن اینکه بالاخره با من میمونی یا مثل همیشه از من فراری.) .دلم می خواست میگفتم مهرداد تو ازادی هروقت می خوای برو اما مگه این انتظار از ی عاشق منطقی؟؟؟ فککنم دفعه دیگه که ببینمت ی ته استکانی رو چشمم باشه یا چشام خوب شده باشه صبحی که با بغض شروع بشه تا شب شایدم خیلی بیشتر از اینا گریه پشت بندشه
. samira
من عاشقم ایا توام ..........؟؟؟؟نه عاشقی نه فارق به کجا مینگری ؟؟؟با توام باخود تو که در حس غریبانه ای با دلم غرق شدی با توام که نمیدانی در این بی راهه ی من به کجا خواهی رفت به کجا خواهی رسید تنها جمله ای را بهانه خواهیم کرد که من به پایان نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست.........جمله ها زیبا هستند اما نه در دروغ وسیع روزگارما میتوان ضیافتی از کلمات عاشقانه به پا کرد بی هیچ حسی ودر اخر انگار نه انگار که نه من بودم ونه تو بودی ونه لحظه هایی که با عشق گذشت که اگر عشق بود پایانی نداشت.نمیدانم این همه هراس از چه روی در دلم خانه کرده گویی حس عجیبی در دلم زمزمه میکند که نباید دل بست که مبادا شکست .عشق ان است که عاقل باشی و تنها عاشق عاقلی که میشناسم تو هستی .تویی که اگر اراده کنی قلبم را پس خواهی داد با ی جمله ی کوتاه که............قلبم میلرزد از اندوه لبریز میشوم قطره ای مچکد و دستانم را خیس میکند ارام گریه ی ارمم به هق هقی بی پایان تبدیل خواهد شد وقتی جمله هایت در مغزم همچو پتک میکوبد میبینی عشق رویایی من میبینی چه ضعیفم در این عشق با این همه ادعا پس چرا بی تو میمیرم؟؟؟samira
samira
| Design By : Night Skin |

