من از این دنیا چی می خوام؟!
واسه
تو که
بهترینی
گفته بودم بی تو میمیرم می میدانستی انگار که چنین ارام مرا در فراقت کشتی قلبم را به کدامین گناه در دادگاه عشق به صلابه خواهی کشید گناه دل عاشقم تنها عشق است و عشق مرا به دار بیاویز نفس بی تو به چه کارم می اید؟ اما بگذار در خیال عشق تو عاشق بمانم تا به گور. samira
ومن در میان هجوم خواهش های بی پایان دست و پا می زنم و غرق شدنم را در این عشق میدیدی ونیازم را به داشتنت هزاران بار شنیدی وهربار بی اعتنایی جواب قلب خسته ام شد کاش هنوز بال و پری برای پرواز داشتم کاش کاش هنوز زیر بار این عشق نمرده بودم غریب ترم امروز از فریاد یک ستاره که در خواب مرگ ارام خواهد گرفت وفقط ان هنگام شاید و ممکن است با دیدن نوری در دل بدانی قلبی مرد در این خلوت واز نور افشانی اش در شبی سرد بخندی تنها لبخندی ساده ودیگر هیچ. samira
بگذار تنهایی را از میان واژه ها برداریم بگذار اکنون که عشق در ما جاریست غریبی دستانمان بهانه ی جدایی قلبهایمان نباشد بیا و لحظه ای در این تاریکی ظلمت کنارم باش بگذار پرواز را بیاموزم با بالی شکسته این بار در نبض نفسهایت زندگی جاریست بگذار زنده بمانم زمان برای مرگ عشق زود است.samira
بگذار بهانه ای برای فریاد خاموشم در این سکوت تنها باقی بماند بگذار عاشق بمانم در برهوت پوچ فرداها بگذار در مرداب تنهایی غرق شوم تا فراموش کنم روزی همه رویایم پیوستن بود واکنون.............. خاکسترم را خاکسترم به به باد مده ای عشق samira
مرا به اغوش تنهایی راهی نیست وقتی شب افسانه ای ناب است با تو خواب پر کشید از قفس داغ پلکهایم چشمهایم مست گشته از شراب ناب چشمانت دراین نسیم سکرانگیز نبض نفسهای تو جاریست قلبم باز همچو شیر اژنگ بر سینه می کوبد درطلب گرمی دستانت من امشب ازشراب ناز چشمانت مست گشته ام ودراین این مستی تورا در خیالم به زنجیر خواهم کشید وچشمانت را میبندم به روی تمام ادمها وتنها تورا برای خود خواهم داشت فقط همین یک شب بگذار زندگی در من جاری شود.samira
| Design By : Night Skin |


